محمد مفيد مستوفى بافقى
224
جامع مفيدى ( فارسى )
حال خود را به حال لله پاشا قياس نكند كه در غيبت عساكر نصرت فرجام قزلباش بعضى محال شيروان را ضبط نمود و مع هذا چند روزى بيش نگاه نتوانست داشت و الحال سواى قلعهء دربند محلى ديگر به تصرف روميه نيست . چون فرستادهء سنان پاشا بازگشته بر مضمون جواب نامه مطلع شد با عثمان پاشا در ارض روم توقف كرده ديگر باره حكايت صلح بميان آورد پيغام نمود كه عثمان پاشا به خدمت خواندگار عرض كرده كه مملكت شيروان را فتح نمودهايم . اگر چنين است صلاح دولت در آنست كه از جانب قزلباش تعرضى بدان ولايت نرود و من دولتخواه تعهد صلح طرفين ميكنم . بعد از آمد و شد رسل مقرر گرديد كه هر دو لشكر در مقام خود قشلاق نموده از طرفين كسان معتمد بشيروان رفته ملاحظه نمايند كه از الكاء چه در تصرف امراى روميه است . بعد از رفتن كسان هر دو طرف بشيروان سنان پاشا در همان مكان قشلاق نموده رايات جاه و جلال متوجه قراباغ گرديد و چون اخبار موحش از جانب خراسان رسيده بود حسب الفرمان قضا جريان اسمعيل قليخان شاملو و قور خمس خان با فوجى از امرا و لشكريان روانهء خراسان شدند كه فتنه و فسادى كه فيما بين على قليخان و مرتضى قليخان سانح گرديده تسكين دهند . بعد از رفتن ايشان غازيگراى خان و صفىگراى خان تاتار با لشكر بيشمار بطريق ايلغار بشيروان آمده اطلاع يافتند كه سليمان خان و جمعى كه بايالت و امارت آن ملك مقرر گرديدهاند هنوز داخل الكاء خود نشده در كنار آب كه اقامت دارند خوانين تاتار براهنمائى ياغيان شروان از آب كر عبور نموده بى خبر بر سر اردوى امرا ريختند . امراء لشكر قزلباش را فرصت يراق پوشيدن و مقابله نشده پراكندگى بميان ايشان افتاده پاى در وادى هزيمت نهادند . جماعت تاتار با غنايم موفور از همانجا به طرف شيروان مراجعت نمودند و حقيقت اين حال در قراباغ بارودى معلى رسيده موجب پريشانى خاطر صغار